![]() |
![]() |
|
| وبلاگ فرهنگی جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده کشاورزی بوعلی سینا همدان |
|
امشب که شب ولادت فاطمه(س) است چشم همه بر عنایت فاطمه(س) است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 19:51 توسط جامعه مهدوی |
|
|
مُلک هستی شد مصفا از صفای فاطمه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 19:43 توسط جامعه مهدوی |
|
|
ما را دریاب آنگاه که قلب هایمان در پرده ی تاریکی یادت فرو می رود، آنگاه که نام مقدس تو قلبمان را به تلاطم نمی اندازد. آنگاه که صدای دعوتت به نماز و زیبایی ها را نمی شنوم. آنگاه که قلب ها در تارهای تنیده ی شیطان اسیر گشته و از شوق تو و خلوت گزیدن در انتظار با تو به طپش درنمی آید. آنگاه که به گناه دست می بریم و جان هایمان در اندیشه ی حضورت است، یاریمان کن. برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز روز اول رفت دینم در سر زلفین تو تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز ساقیا یک جرعه ای زان آب آتش گون که من در میان پختگان عشق او خامم هنوز ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام دل جان به یغمایش سپردم نیست آرامم هنوز «حافظ» تمنای وصال-سید غلامرضا حسینی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 0:39 توسط جامعه مهدوی |
|
|
بخواب فاطمه، آرام بخواب
حسن گفت: چرا مادر این وقت روز به خواب رفته است؟! اسماء گریه کرد. حسن خود را در آغوش مادر انداخت و او را بوسید: مادر! مادر! صدایی از فاطمه نشنید. سکوت سنگین را، صدای گریهی اسماء شکست. مادرتان به خواب نرفته است. او... حسین خود را به روی پاهای مادر انداخت: مادر! منم فرزند تو حسین، با من حرف بزن. دلم دارد از غم و اندوه می شکافد. اسماء اشک هایش را پاک نکرد. سیل اشک، امانش نمی داد تا با کشیدن دست بر گونه ها، حتی قطره ای را پاک کند.
منبع: فاطمه بقیة النبوة-مظفر حاجیان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 21:9 توسط جامعه مهدوی |
|
|
ياد مهدي(عج) تسلاي زهرا(س) الف : پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بودند كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) وارد شدند. حال پدر را كه ديدند، شروع به گريه كردند. كم كم صداي زهرا(عليهاالسّلام) بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سرشان را بلند كردند و علت را سؤ ال نمودند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) عرض كردند : از تباهي و ضايع شدن دين و عترت، بعد از شما مي ترسم. اينجا بود كه او را دلداري دادند به اينكه مهدي امت از نسل تو ظهور مي كند و ريشه ضلالت و گمراهي را مي كند. روايات بي شماري درباره ي اين موضوع وارد آمده است كه به عنوان نمونه به يكي از آنها به نقل از عامه اشاره مي كنيم: علي بن هلال عن ابيه، قال: دخلت علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) وهو في الحاله التي قبض فيها، فاذاً فاطمه عند راسه؛ فبكت حتي ارتفع صوتها؛ فرفع رسول الله(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) اليها راسه وقال: حبيبتي فاطمه ما الذي يبكيك ؟ فقالت : اخشي الضيعه من بعدك. فقال : يا حبيبتي! اما علمت ان الله عزوجل اطلع علي اهل الارض اطلاعه فاختار منها اباك فبعثه برسالته، ثم اطلع اطلا عه فاختار منها بعلك واوحي اليّ ان انكحك اياه. يا فاطمه ! ونحن اهل بيت قد اعطانا الله عزوجل سبع خصال لم يعط احداً قبلنا و لايعطي احدا بعدنا : انا خاتم النبيين واكرم النبيين علي الله عزوجل و احب المخلوقين الي الله عزوجل وانا ابوك ؛ ووصيي خير الاوصياء واحبهم الي الله عزوجل، هو بعلك؛ و شهيدنا خير الشهداء واحبهم الي الله عزوجل، و هو حمزه بن عبدالمطلب عم ابيك وعم بعلك؛ ومنّا من له جناحان يطير في الجنه مع الملائكه حيث يشاء، وهو ابن عم ابيك و اخو بعلك؛ وسبطا هذه الامه، وهما ابناك الحسن و الحسين و هما سيدا شباب اهل الجنه وابوهما (والذي بعثني بالحق) خير منهما. يا فاطمه ! والذي بعثني بالحق ان منهما مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وانقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض، فلاكبير يرحم صغيرا و لاصغير يوقر كبيراً؛ فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضلاله وقلوبا غلفا. راوي مي گويد: پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بود. فاطمه(عليهاالسّلام) در كنار سر او مشغول گريه شد؛ ناگاه صداي ناله اش بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سر خود را بلند كرد و فرمود: عزيزم فاطمه! چرا گريه مي كني؟ عرض كرد: پس از شما، از ضايع شدن و مورد ستم قرار گرفتن مي ترسم. فرمود: محبوبهِ من! آيا نمي داني كه خداوند عزوجل نظري بر اهل زمين كرد، و مرا از ميان آنها انتخاب نموده و مبعوث كرد؛ در مرتبه دوم كه نظر كرد، از بين آنها شوهر تو را انتخاب كرد و به من وحي كرد كه تو را به ازدواج او در آورم. ما اهل بيتي هستيم كه خداوند هفت خصلت به ما داده، كه به احدي قبل از ما و بعد از ما نداده : من خاتم پيامبران و كريمترين پيامبران و محبوبترين خلق نزد خداوند هستم، و من پدر تو هستم؛ و وصي من بهترين اوصيا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و او شوهر توست؛ و شهيد ما بهترين شهدا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و آن حمزه عموي پدر و شوهر تو مي باشد؛ و از ما كسي هست كه صاحب دو بال است در بهشت كه همراه ملائكه پرواز مي كند، و او پسر عموي پدر و برادر شوهر تو مي باشد؛ و از ما خاندان است دو سبط، اين امت كه آنها دو فرزند تو، حسن و حسين(عليهماالسلا م) هستند، كه سرور جوانان بهشتند، و پدر آنها بهتر از آن دو مي باشد. اي فاطمه! سوگند به كسي كه مرا به رسالت مبعوث نمود، از آن دو، مهدي(عليه السّلام) اين امت مي باشد. آن گاه كه دنيا را هرج و مرج فرا گيرد و آشوب ها آشكار گردد؛ راه ها بسته شده و برخي، بعضي ديگر را به تاراج برند؛ نه بزرگي بر كوچكي رحم نمايد و نه كوچكي احترام بزرگتر را رعايت كند؛ در آن هنگام خداوند متعال كسي را بر مي انگيزد كه دژها و قلعه هاي گمراهي و دلهاي بسته شده را فتح مي كند... ب: همزمان با تولد امام حسين(عليه السّلام) به حضرت زهرا(عليهاالسلا م) خبر داده مي شود كه حسينش را شهيد خواهند كرد. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) ناراحت و گريان ميشود امّا خبر ميآيد كه مهدي امت از ذريّه او خواهد بود. در اين رابطه، رواياتي است كه دو نمونه از آنها ذكر مي شود: عن ابي عبدالله(عليه السّلام)قال: دخلت فاطمه(عليهاالسّلام)علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) و عيناه تدمع؛ فسالت ه : مالك؟ فقال: انّ جبرئيل(عليه السّلام) اخبرني اَنّ اُمتي تقت ل حُسينا؛ فَجَزَعَت وش قّ عليها؛ فاخبرها بمن يملك من ولدها؛ فطابت نفسُها وسكنت. امام صادق(عليه السّلام) فرمود: فاطمه(عليهاالسّلام) وارد بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شدند؛ ديدند اشك از چشمان پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) جاري است. سؤ ال كردند: علت گريه چيست؟ فرمودند: جبرئيل(عليه السّلام) به من خبر داد كه امت من حسين را مي كشند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) هم شروع به گريه و ناله كرده و اين سخن بر او سخت آمد تا اينكه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به او خبر دادند كه يكي از فرزندان او سلطه پيدا مي كند؛ پس او خوشحال و ساكت شد. در روايت ديگري ، امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايد: ان جبرئيل(عليه السّلام) نزل علي محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فقال يا محمد! ان الله يقروِ عليك السلام و يبشرك بمولود ي ولد من فاطمه(عليهاالسّلام) تقتله امتك من بعدك. ... و يبشرك انه جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ، ثم ارسل الي فاطمه(عليهاالسّلام): ان الله يبشرني بمولود يولد منك تقتله امتي من بعدي ... : ان الله جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه . جبرئيل بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نازل شد و عرض كرد: خداوند سلام به تو مي رساند و بشارت مي دهد تو را به فرزندي كه از فاطمه(عليه السّلام) متولد مي شود؛ اما امت تو، بعد از تو، او را مي كشند.... و به تو بشارت مي دهد كه در فرزندان او امامت، ولايت ووصايت را قرار مي دهم. سپس كسي را فرستادند نزد حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) كه: خداوند مرا بشارت داده به فرزندي كه از تو متولد مي شود، ولي امت من بعد از من او را مي كشند؛ ...: و خداوند در فرزندان او امامت، ولايت و وصايت را قرار مي دهد؛ ... برگرفته ازپایگاه مرکز جهانی حضرت ولی عصر(عج) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 21:2 توسط جامعه مهدوی |
|
|
راز گریهی حضرت فاطمه علیها السلام فاطمه زهرا(س) به عنوان یکی از بکّاء تاریخ معرفی شده است. وی از رحلت رسول خدا(ص) تا لحظهی شهادت خود، یکسره گریان بود. شاید راز گریهی فاطمه(س) در این بود که امت پس از پیامبر(ص) به بیراهه رفتند و زحمات پدر به هدر می رفت. شاید هم غم و اشک زهرا(س) برای این بود که امتی که راه بهشت را می پویید و از این راه برگشت و به راه جهنم کشیده شد. شاید هم راز گریستن فاطمه(س) این بود که چگونه وصیت و سفارش پیامبر(ص) بر زمین ماند و از حاکمیت علی(ع) جلوگیری به عمل آمد و حاصل این ستم را جلوگیری از برقراری حکومت عدل الهی می دانست. و شاید هم زهرا(س) بر غم جدایی قرآن و عترت و جدایی امت از این دو می گریست. گرچه بعضی گریهی فاطمه(س) را به فدک ربط داده اند اما یا نباید اندیشه ای چنین خام داشت و یا اینکه حتی اگر گریهی ایشان را به غصب فدک مربوط کنیم باید گریهی فاطمه(س) را برای آن بخش فدک بدانیم که سبب محروم شدن فقرا و مستمندان از عواید این قریه بود. زیرا زهرا(س) با درآمد فدک،از بسیاری از فقرا دستگیری می نمود. و شاید هم گریهی فاطمه(س) نوعی مبارزه و نبرد با دشمنان امامت و ولایت بود و برای جلب توجه امت به این دشمنی. زیرا که صدای گریه و نالهی فاطمه(س) در صبح و شام و تمامی لحظات به گوش مردم می رسید و آنان را به این فکر وا می داشت که به راستی چرا دختر پیامبر(ص) این همه می گرید؟!... فاطمه(س) بقیة النبوه- مظفر حاجیان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 فروردین1391ساعت 8:46 توسط جامعه مهدوی |
|
|
حق ذی القربی ادا شد بعد تو یا مصطفی (ص) کوثر قرآن فدا شد بعد تو یا مصطفی (ص) تازیانه خوردن و ناله کشیدن از جگر قسمت آل عبا شد بعد تو یا مصطفی (ص) شهادت مظلومانه انسیه حوراء حضرت فاطمه زهرا(س) به پیشگاه بقیة الله الاعظم(عج) و شیعیان راستینش تسلیت و تعزیت باد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 18:48 توسط جامعه مهدوی |
|
|
ترجمه خطبه 230 نهج البلاغه 1 سفارش به پرهيزكاري اي مردم، شما را به پرهيزگاري، و شكر فراوان در برابر نعمتها، و عطاهاي الهي، و احساني كه به شما رسيده سفارش ميكنم، چه نعمتهايي كه به شما اختصاص داده، و رحمتهايي كه براي شما فراهم فرمود.شما عيبهاي خود را آشكار كرديد و او پوشاند، خود را در معرض كيفر او قرار داديد و او به شما مهلت داد. 2 ارزش ياد مرگ مردم شما را به ياد آوري مرگ، سفارش ميكنم، از مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش ميكنيد در حالي كه او شما را فراموش نميكند و چگونه طمع ميورزيد در حالي كه به شما مهلت نميدهد مرگ گذشتگان براي عبرت شما كافي است، آنها را به گورشان حمل ميكردند، بي آن كه بر مركبي سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بي آن كه خود فرود آيند.چنان از ياد رفتند گويا از آباد كنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانهشان بود آنچه را وطن خود ميدانستند از آن رميدند، و در آنجا كه از آن رميدند، آرام گرفتند، و از چيزهايي كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند. اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوري كنند، و نه ميتوانند عمل نيكي بر نيكيهاي خود بيفزايند.به دنيايي انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند سر انجام مغلوبشان كرد. 3 ضرورت شتاب در نيكوكاريها خدا شما را رحمت كند پس بشتابيد به سوي آباد كردن خانههايي كه شما را به آباداني آن فرمان دادند، و تشويقتان كرده، به سوي آن دعوت كردهاند، و با صبر و استقامت، نعمتهاي خدا را بر خود تمام گردانيد، و از عصيان و نافرماني كناره گيريد، كه فردا به امروز نزديك است. وه چگونه ساعتها در روز، و روزها در ماه، و ماهها در سال، و سالها در عمر آدمي شتابان ميگذرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 فروردین1391ساعت 11:53 توسط جامعه مهدوی |
|
|
سلام، در اولین پست سال ۹۱ دوست دارم این شعر آشنارو براتون بذارم. ان شاءا... امسال سال ظهور باشه. اللّهم عجّل لولیک الفرج...
از راه می رسند بهاران و عیدها زخم فراق در دلمان کهنه می شود مانند آفتاب لب بام تا به کی دلتنگی مرا به تماشا گذاشتند مانند ماست در تب و تاب فراق تو هر روزمان بدون تو شام عزا گذشت می آیی از نواحی سرسبز آسمان شاعر:یوسف رحیمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 فروردین1391ساعت 11:22 توسط جامعه مهدوی |
|
|
امروز دنياى زر و زور و استكبار و همهى زورگوها، همهى خبيثها، همهى كسانى كه دستشان تا مرفق در خون ملتهاست، همهى آنهائى كه به ملتهاشان دروغ ميگويند، همهى آنهائى كه براى جيب خودشان حاضرند جيب ملتها را خالى كنند، همهى اينها در مقابل جمهورى اسلامى صف كشيدهاند و يك جبهه تشكيل دادهاند. براى اينكه چه كار كنند؟ براى اينكه اين ملت را در هم بشكنند؛ براى اينكه ملت ايران را از اين راه و از اين حركتى كه آغاز كرده و به بيدارى عمومى دنياى اسلام منتهى شده - و اين تازه اول كار است و انشاءاللّه آيندههاى روشنترى در پيش است - باز بدارند. اگر آمريكا و غرب و صهيونيسم و سرمايهداران و مفتخوران يهودىِ وابستهى به سازمان صهيونيسم بتوانند ملت ايران را قانع كنند، به زانو در بياورند، به عقبنشينى وادار كنند، ميتوانند به دنيا بگويند: ببينيد، اينها را كه ملت پيشرو بودند، ما سر جاى خودشان نشانديم. هدف اين است. همهى تلاشها براى اين است. يك روز اين را نميگفتند، كتمان ميكردند؛ امروز صريحاً و علناً ميگويند. ميگويند ما ميخواهيم تحريم كنيم - تحريم نفت، تحريم بانك مركزى، تحريم چه، تحريم چه، تحريم چه - به وسيلهى شوراى امنيت سازمان ملل قطعنامه صادر كنيم، پشت سرش قطعنامهى ديگر، پشت سرش قطعنامهى ديگر. كه چه اتفاقى بيفتد؟ براى اينكه ملت ايران خسته بشود. عجيب است؛ هرچه گذشته، ملت ايران شادابتر، زندهتر، بااستقامتتر و مصممتر شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 11:38 توسط جامعه مهدوی |
|
|
خورشید به بر ستاره دارد امشب افروخته ماهپاره دارد امشب حُسن است امام عسکری پا تا سر زهرا حسن دوباره دارد امشب میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 11:31 توسط جامعه مهدوی |
|
|
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .
خورشید، محمد(ص) است و صادق(ع) ماه است خورشید همیشه با قمر همراه است یعنی که ولادت امام صادق(ع) در روز ولادت رسول الله(ص) است ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 7:4 توسط جامعه اسلامی دانشکده کشاورزی بوعلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
«انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا» گفتن، آسان است؛ عمل كردن، دشوار است؛ استمرار عمل، بمراتب دشوارتر است. بعضى فقط ميگويند؛ بعضى اين گفته را در عمل هم نشان ميدهند، اما نميتوانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفانها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنهزدنها، در مقابل دشمنىهاى غيرمنصفانه طاقت بياورند، لذا متوقف ميشوند؛ بعضى به اين اكتفاء هم نميكنند كه متوقف بشوند، عقبگرد ميكنند؛
آن كسى كه ميگويد، از سر اعتقاد خالص و جازم؛ و مىايستد بر سر گفتهى خود، از سر تصميم مؤمنانه و شجاعانه؛ و استمرار ميدهد اين حركت را با صبرى كه خداى متعال در قرآن فرموده است: «و اللَّه يحبّ الصّابرين» مايهى محبت خداى متعال است - اين ارزش پيدا ميكند؛ اين ميشود شخصيتى كه نام او اثر ميگذارد، راه او براى رهروان دستور راه ميشود و چهرهى او باقى ميماند. امام خامنه ای(مدظله) |
| نویسندگان |
|
جامعه مهدوی جامعه اسلامی دانشکده کشاورزی بوعلی محمد امین منتظر علوی منتظر علوی |
|
RSS
|