تبليغاتX
توقف ممنوع
وبلاگ فرهنگی جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده کشاورزی بوعلی سینا همدان

امشب که شب ولادت فاطمه(س)  است         چشم همه بر عنایت فاطمه(س)  است
 هم آمده روز مادر و هفته‌ی زن                       هم عید امام و حضرت فاطمه(س) است


میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوییم .

+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 19:51  توسط جامعه مهدوی | 

مُلک هستی شد مصفا از صفای فاطمه
قلب احمد روشن از نور لقای فاطمه
خلق شد افلاک از یمن وجود مصطفی
مصطفی هم خلق گردید از برای فاطمه
گاه میلاد همایونش خدا منت نهاد
بر حبیب خویش احمد در ازای فاطمه
نسل پاک سید لولاک در روی زمین
تا قیامت هست باقی از بقای فاطمه
جز ولی الله اعظم مرتضی در همسری
نیست از خلق دو عالم کفو و تای فاطمه
مصطفی ام ابیها خواندش تا مسلمین
با خبر گردند از قدر و بهای فاطمه
در جنان از جاه و رفعت همنشین مریم اند
فضه و اسماء کنیزان سرای فاطمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 19:43  توسط جامعه مهدوی | 

ما را دریاب

آنگاه که قلب هایمان در پرده ی تاریکی یادت فرو می رود، آنگاه که نام مقدس تو قلبمان را به تلاطم نمی اندازد. آنگاه که صدای دعوتت به نماز و زیبایی ها را نمی شنوم. آنگاه که قلب ها در تارهای تنیده ی شیطان اسیر گشته و از شوق تو و خلوت گزیدن در انتظار با تو به طپش درنمی آید. آنگاه که به گناه دست می بریم و جان هایمان در اندیشه ی حضورت است، یاریمان کن.

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز

ساقیا یک جرعه ای زان آب آتش گون که من

در میان پختگان عشق او خامم هنوز

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام دل

جان به یغمایش سپردم نیست آرامم هنوز

«حافظ»

تمنای وصال-سید غلامرضا حسینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 0:39  توسط جامعه مهدوی | 
بخواب فاطمه، آرام بخواب
حسن گفت: چرا مادر این وقت روز به خواب رفته است؟!
اسماء گریه کرد.
حسن خود را در آغوش مادر انداخت و او را بوسید: مادر! مادر!
صدایی از فاطمه نشنید. سکوت سنگین را، صدای گریه‌ی اسماء شکست.
مادرتان به خواب نرفته است. او...
حسین خود را به روی پاهای مادر انداخت: مادر! منم فرزند تو حسین، با من حرف بزن. دلم دارد از غم و اندوه می شکافد.
اسماء اشک هایش را پاک نکرد. سیل اشک، امانش نمی داد تا با کشیدن دست بر گونه ها، حتی قطره ای را پاک کند.

السلام علیکِ ایتها الصدیقة الشهیده


بروید پدرتان را خبر کنید!
حسن و حسین، گریه کنان به سوی مسجد دویدند. اسماء باز هم می گریست: بخواب فاطمه، آرام بخواب. صدای شیون تو هنوز در گوش شهر، طنین خواب آشوب دارد.
فاطمه ساعتی پیش گفته بود: اسماء، آب بیاور تا وضو بگیرم.
اسماء آب آورد.
اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم، مقداری کافور از بهشت آورد. پدرم آن را سه قسمت کرد. یک قسمت برای خود گذاشت، یک سهم برای من و دیگری برای علی. آن کافور را بیاور که مرا با آن حنوط کنند.
اسماء کافور را آورد.
آن را نزدیک سرم بگذار.
اسماء کافور را نزدیک سر فاطمه گذاشت. فاطمه، پاها را رو به قبله کرد. سر بر زمین نهاد و جامه ای به روی خود کشید:
ساعتی صبر کن اسماء! بعد مرا صدا کن. اگر جواب ندادم، علی را خبر کن.
اسماء ساعتی صبر کرد:
ای دختر مصطفی!
جواب نشنید.
ای دختر بهترین فرزندان آدم!
صدایی از فاطمه نیامد.
ای دختر بهترین کسی که بر روی زمین گام برداشته است.
فاطمه حرفی نزد.
اسماء جامه را از صورت فاطمه پس زد. خود را به روی او انداخت و بر او بوسه زد:
سلام اسماء را به حضرت رسول برسان!
صدای شیون از کوچه های مدینه برخاست؛ صدای گریه‌ی علی(ع)، صدای ناله‌ی حسن و حسین، صدای زاری زن های بنی هاشم، صدای فغان عده ای از اصحاب...
علی(ع) پیش آمد: بعد از تو خود را به که تسلی بدهم...
نیمه های شب، جنازه را بیرون آوردند.
یا علی! وصیت می کنم که مرا شب دفن کنی.
حسن و حسین، چون دو شمع، پیشاپیش جنازه می سوختند و قطره قطره آب می شدند. مقداد، عقیل، زبیر، ابوذر و سلمان و گروهی از بنی هاشم، آرام و بی صدا، به دنبال جنازه خود را به پیش می کشیدند. گویی فاطمه، زنده تر از همیشه، آنها را چون چراغی شب شکن، به هنگام زدن در مسیر ولایت فرا می خواند... و نگذاری دشمن بر جنازه‌ی من نماز بخواند.
دست های علی(ع)، فاطمه را به درون قبر گذاشت. دو دست آشنا، در میان قبر، پیکر فاطمه را از دست علی(ع) گرفت.
اَلسَّلامُ عَلیکَ یا رَسولَ الله. امانتی که به من سپردی، پس بگیر. می دانم که غنچه ای با طراوت را چنین پرپر و مجروح به تو برمی گردانم. از این بابت شرمنده ام.
دست های ابوتراب، خاک را بر گور پاشید.
بخواب فاطمه، آرام بخواب.
دلم گرفته است.
گریه نکن فاطمه، اشک، دیدگانت را آزار می دهد.
یا علی! به فاطمه بگو که گریه بس است. ما و کودکانمان از صدای گریه‌ی او، روز و شب آرامش نداریم. یا علی! به فاطمه بگو، یا شب گریه کن و روز ساکت باش، یا روز گریه کن و شب ساکت باش، تا ما آرام بگیریم.
بخواب فاطمه، آرام بخواب. کسی که در تنهایی می گرید، قطره های اشک، گواه رنج اوست. اینک تو در خوابی و فانوس ها خاموش شده است. هیچ رهگذری در کوچه ها نیست. صدای باد در شب، چه آهنگ محزونی دارد! شهر در خواب فرو رفته است و ناله های تو، دیگر خواب بیگانه ای را آشفته نمی کند...

منبع: فاطمه بقیة النبوة-مظفر حاجیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 21:9  توسط جامعه مهدوی | 

ياد مهدي(عج) تسلاي زهرا(س)

الف :  پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بودند كه حضرت زهرا(عليهاالسّلام) وارد شدند. حال پدر را كه ديدند، شروع به گريه كردند. كم كم صداي زهرا(عليهاالسّلام) بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سرشان را بلند كردند و علت را سؤ ال نمودند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) عرض كردند : از تباهي و ضايع شدن دين و عترت، بعد از شما مي ترسم. اينجا بود كه او را دلداري دادند  به اينكه مهدي امت از نسل تو ظهور مي كند و ريشه ضلالت و گمراهي را مي كند.

روايات بي شماري درباره ي اين موضوع وارد آمده است كه به عنوان نمونه به يكي از آنها به نقل از عامه اشاره مي كنيم:

علي بن هلال عن ابيه، قال: دخلت علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) وهو في الحاله التي قبض فيها، فاذاً فاطمه عند  راسه؛ فبكت حتي ارتفع صوتها؛ فرفع رسول الله(صلّي اللّهُعليه وآله وسلّم) اليها راسه وقال: حبيبتي فاطمه ما الذي يبكيك ؟ فقالت : اخشي الضيعه من بعدك. فقال : يا حبيبتي! اما علمت ان الله عزوجل اطلع علي اهل الارض اطلاعه فاختار منها اباك فبعثه برسالته، ثم اطلع اطلا عه فاختار منها بعلك واوحي اليّ ان انكحك اياه. يا فاطمه ! ونحن اهل بيت قد اعطانا الله عزوجل سبع خصال لم يعط احداً قبلنا و لايعطي احدا بعدنا : انا خاتم النبيين واكرم النبيين علي الله عزوجل و احب المخلوقين الي الله عزوجل وانا ابوك ؛ ووصيي خير الاوصياء واحبهم الي الله عزوجل، هو بعلك؛ و شهيدنا خير الشهداء واحبهم الي الله عزوجل، و هو حمزه بن عبدالمطلب عم ابيك وعم بعلك؛ ومنّا من له جناحان يطير في الجنه مع الملائكه حيث يشاء، وهو ابن عم ابيك و اخو بعلك؛ وسبطا هذه الامه، وهما ابناك الحسن و الحسين و هما سيدا  شباب اهل الجنه وابوهما (والذي بعثني بالحق) خير منهما. يا فاطمه ! والذي بعثني بالحق ان منهما مهدي هذه الامه. اذا صارت الدنيا هرجا ومرجا وتظاهرت الفتن وانقطعت السبل واغار بعضهم علي بعض، فلاكبير يرحم صغيرا  و لاصغير يوقر كبيراً؛ فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح  حصون الضلاله وقلوبا غلفا.

راوي مي گويد: پيامبر(صلّي اللّه  عليه وآله وسلّم) در بستر مرگ بود. فاطمه(عليهاالسّلام) در كنار سر او مشغول گريه شد؛ ناگاه صداي ناله اش بلند شد. پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) سر خود را بلند كرد و فرمود: عزيزم فاطمه! چرا گريه مي كني؟ عرض كرد: پس از شما، از ضايع شدن و مورد ستم قرار گرفتن مي ترسم. فرمود: محبوبهِ من! آيا نمي داني كه خداوند عزوجل نظري بر اهل زمين كرد، و مرا از ميان آنها انتخاب نموده و مبعوث كرد؛ در مرتبه دوم كه نظر كرد، از بين آنها شوهر تو را انتخاب كرد و به من وحي كرد كه تو را به ازدواج او در آورم. ما اهل بيتي هستيم كه خداوند هفت خصلت به ما داده، كه به احدي قبل از ما و بعد از ما نداده : من خاتم پيامبران و كريمترين پيامبران و محبوبترين خلق نزد خداوند هستم، و من پدر تو هستم؛ و وصي من بهترين اوصيا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و او شوهر توست؛ و شهيد ما بهترين شهدا و محبوبترين آنها نزد خداوند است، و آن حمزه عموي پدر و شوهر تو مي باشد؛ و از ما كسي هست كه صاحب دو بال است در بهشت كه همراه ملائكه پرواز مي كند، و او پسر عموي پدر و برادر شوهر تو مي باشد؛ و از ما خاندان است دو سبط، اين امت كه آنها دو فرزند تو، حسن و حسين(عليهماالسلا م) هستند، كه سرور جوانان بهشتند، و پدر آنها بهتر از آن دو مي باشد. اي فاطمه! سوگند به كسي كه مرا به رسالت مبعوث  نمود، از آن دو، مهدي(عليه السّلام) اين امت مي باشد. آن گاه كه دنيا را هرج و مرج فرا گيرد و آشوب ها آشكار گردد؛ راه ها بسته شده و برخي، بعضي ديگر را به تاراج برند؛ نه بزرگي بر كوچكي رحم نمايد و نه كوچكي احترام بزرگتر را رعايت كند؛  در آن هنگام خداوند متعال كسي را بر مي انگيزد كه دژها و قلعه هاي گمراهي و دلهاي بسته شده را فتح مي كند...

ب: همزمان با تولد امام حسين(عليه السّلام) به حضرت زهرا(عليهاالسلا م) خبر داده مي شود كه حسينش را شهيد خواهند كرد. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) ناراحت و گريان ميشود امّا  خبر ميآيد كه مهدي امت از ذريّه او خواهد بود.

در اين رابطه، رواياتي است كه دو نمونه از آنها ذكر مي شود:

عن ابي عبدالله(عليه السّلام)قال: دخلت فاطمه(عليهاالسّلام)علي رسول الله(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) و عيناه تدمع؛ فسالت ‏ه : مالك؟ فقال: انّ جبرئيل(عليه السّلام) اخبرني اَنّ اُمتي  تقت ل حُسينا؛ فَجَزَعَت ‏ وش قّ عليها؛ فاخبرها بمن يملك من ولدها؛ فطابت نفسُها وسكنت.

امام صادق(عليه السّلام) فرمود: فاطمه(عليهاالسّلام) وارد بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) شدند؛ ديدند اشك از چشمان پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) جاري است. سؤ ال كردند: علت گريه چيست؟ فرمودند: جبرئيل(عليه السّلام) به من  خبر داد كه امت من حسين را مي كشند. حضرت زهرا(عليهاالسّلام) هم شروع به گريه و ناله كرده و اين سخن بر او سخت آمد تا اينكه پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به او خبر دادند كه يكي از فرزندان او سلطه پيدا مي كند؛ پس او خوشحال و ساكت شد.

در روايت ديگري ، امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايد: ان جبرئيل(عليه السّلام) نزل علي محمد(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فقال يا محمد! ان الله يقروِ عليك السلام و يبشرك بمولود ي ولد من فاطمه(عليهاالسّلام) تقتله امتك من بعدك. ... و يبشرك انه جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه ، ثم ارسل الي فاطمه(عليهاالسّلام): ان الله يبشرني بمولود يولد منك تقتله امتي من بعدي ... : ان الله جاعل في ذريته الامامه والولايه والوصيه .

جبرئيل بر پيامبر(صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) نازل شد و عرض كرد: خداوند سلام به تو مي رساند و بشارت مي دهد  تو را به فرزندي كه از فاطمه(عليه السّلام) متولد مي شود؛ اما امت تو، بعد از تو، او را مي كشند.... و به تو بشارت مي دهد كه در فرزندان او امامت، ولايت ووصايت را قرار مي دهم. سپس كسي را فرستادند نزد حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) كه: خداوند مرا بشارت داده به فرزندي كه از تو متولد مي شود، ولي امت من بعد از من او را مي كشند؛ ...: و خداوند در فرزندان او امامت، ولايت و وصايت را قرار مي دهد؛ ...

برگرفته ازپایگاه مرکز جهانی حضرت ولی عصر(عج)

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 21:2  توسط جامعه مهدوی | 

راز گریه‌ی حضرت فاطمه علیها السلام

فاطمه‌ زهرا(س) به عنوان یکی از بکّاء تاریخ معرفی شده است. وی از رحلت رسول خدا(ص) تا لحظه‌ی شهادت خود، یکسره گریان بود. شاید راز گریه‌ی فاطمه(س) در این بود که امت پس از پیامبر(ص) به بیراهه رفتند و زحمات پدر به هدر می رفت. شاید هم غم و اشک زهرا(س) برای این بود که امتی که راه بهشت را می پویید و از این راه برگشت و به راه جهنم کشیده شد. شاید هم راز گریستن فاطمه(س) این بود که چگونه وصیت و سفارش پیامبر(ص) بر زمین ماند و از حاکمیت علی(ع) جلوگیری به عمل آمد و حاصل این ستم را جلوگیری از برقراری حکومت عدل الهی می دانست. و شاید هم زهرا(س) بر غم جدایی قرآن و عترت و جدایی امت از این دو می گریست. گرچه بعضی گریه‌ی فاطمه(س) را به فدک ربط داده اند اما یا نباید اندیشه ای چنین خام داشت و یا اینکه حتی اگر گریه‌ی ایشان را به غصب فدک مربوط کنیم باید گریه‌ی فاطمه(س) را برای آن بخش فدک بدانیم که سبب محروم شدن فقرا و مستمندان از عواید این قریه بود. زیرا زهرا(س) با درآمد فدک،از  بسیاری از فقرا دستگیری می نمود. و شاید هم گریه‌ی فاطمه(س) نوعی مبارزه و نبرد با دشمنان امامت و ولایت بود و برای جلب توجه امت به این دشمنی. زیرا که صدای گریه و ناله‌ی فاطمه(س) در صبح و شام و تمامی لحظات به گوش مردم می رسید و آنان را به این فکر وا می داشت که به راستی چرا دختر پیامبر(ص) این همه می گرید؟!...

فاطمه(س) بقیة النبوه- مظفر حاجیان

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1391ساعت 8:46  توسط جامعه مهدوی | 

حق ذی القربی ادا شد بعد تو یا مصطفی (ص)

کوثر قرآن فدا شد بعد تو یا مصطفی (ص)

تازیانه خوردن و ناله کشیدن از جگر

قسمت آل عبا شد بعد تو یا مصطفی (ص)

شهادت مظلومانه انسیه حوراء حضرت فاطمه زهرا(س) به پیشگاه بقیة الله الاعظم(عج) و شیعیان راستینش تسلیت و تعزیت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 18:48  توسط جامعه مهدوی | 

ترجمه خطبه 230 نهج البلاغه

1 سفارش به پرهيزكاري

اي مردم، شما را به پرهيزگاري، و شكر فراوان در برابر نعمت‏ها، و عطاهاي الهي، و احساني كه به شما رسيده سفارش مي‏كنم، چه نعمت‏هايي كه به شما اختصاص داده، و رحمت‏هايي كه براي شما فراهم فرمود.شما عيب‏هاي خود را آشكار كرديد و او پوشاند، خود را در معرض كيفر او قرار داديد و او به شما مهلت داد.

                      2 ارزش ياد مرگ

مردم شما را به ياد آوري مرگ، سفارش مي‏كنم، از مرگ كمتر غفلت كنيد، چگونه مرگ را فراموش مي‏كنيد در حالي كه او شما را فراموش نمي‏كند و چگونه طمع مي‏ورزيد در حالي كه به شما مهلت نمي‏دهد مرگ گذشتگان براي عبرت شما كافي است، آنها را به گورشان حمل مي‏كردند، بي آن كه بر مركبي سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بي آن كه خود فرود آيند.چنان از ياد رفتند گويا از آباد كنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه‏شان بود آنچه را وطن خود مي‏دانستند از آن رميدند، و در آنجا كه از آن رميدند، آرام گرفتند، و از چيزهايي كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند.

اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دوري كنند، و نه مي‏توانند عمل نيكي بر نيكي‏هاي خود بيفزايند.به دنيايي انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند سر انجام مغلوبشان كرد.

3 ضرورت شتاب در نيكوكاري‏ها

خدا شما را رحمت كند پس بشتابيد به سوي آباد كردن خانه‏هايي كه شما را به آباداني آن فرمان دادند، و تشويقتان كرده، به سوي آن دعوت كرده‏اند، و با صبر و استقامت، نعمت‏هاي خدا را بر خود تمام گردانيد، و از عصيان و نافرماني كناره گيريد، كه فردا به امروز نزديك است. وه چگونه ساعت‏ها در روز، و روزها در ماه، و ماه‏ها در سال، و سال‏ها در عمر آدمي شتابان مي‏گذرد.   

+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت 11:53  توسط جامعه مهدوی | 

سلام، در اولین پست سال ۹۱ دوست دارم این شعر آشنارو براتون بذارم.

 ان شاءا... امسال سال ظهور باشه.

اللّهم عجّل لولیک الفرج...

یابن الحسن بیا

از راه می رسند بهاران و عیدها
مانده ولی به راه تو چشم امیدها

زخم فراق در دلمان کهنه می شود
آقا در آستانه سال جدیدها

مانند آفتاب لب بام تا به کی
دل خوش کنیم بی تو به وعده وعیدها

دلتنگی مرا به تماشا گذاشتند
هر جمعه برگ زردی از این سر رسیدها

مانند ماست در تب و تاب فراق تو
هر شب جنون سر به گریبان بیدها

هر روزمان بدون تو شام عزا گذشت
ای صبح بازگشت تو آغاز عیدها

می آیی از نواحی سرسبز آسمان
با بیرقی به سرخی خون شهیدها

شاعر:یوسف رحیمی

+ نوشته شده در  شنبه 5 فروردین1391ساعت 11:22  توسط جامعه مهدوی | 

سیلی به چهره ی دشمنان

امروز دنياى زر و زور و استكبار و همه‌ى زورگوها، همه‌ى خبيثها، همه‌ى كسانى كه دستشان تا مرفق در خون ملتهاست، همه‌ى آنهائى كه به ملتهاشان دروغ ميگويند، همه‌ى آنهائى كه براى جيب خودشان حاضرند جيب ملتها را خالى كنند، همه‌ى اينها در مقابل جمهورى اسلامى صف كشيده‌اند و يك جبهه تشكيل داده‌اند. براى اينكه چه كار كنند؟ براى اينكه اين ملت را در هم بشكنند؛ براى اينكه ملت ايران را از اين راه و از اين حركتى كه آغاز كرده و به بيدارى عمومى دنياى اسلام منتهى شده - و اين تازه اول كار است و ان‌شاءاللّه آينده‌هاى روشن‌ترى در پيش است - باز بدارند. اگر آمريكا و غرب و صهيونيسم و سرمايه‌داران و مفتخوران يهودىِ وابسته‌ى به سازمان صهيونيسم بتوانند ملت ايران را قانع كنند، به زانو در بياورند، به عقب‌نشينى وادار كنند، ميتوانند به دنيا بگويند: ببينيد، اينها را كه ملت پيشرو بودند، ما سر جاى خودشان نشانديم. هدف اين است. همه‌ى تلاشها براى اين است. يك روز اين را نميگفتند، كتمان ميكردند؛ امروز صريحاً و علناً ميگويند. ميگويند ما ميخواهيم تحريم كنيم - تحريم نفت، تحريم بانك مركزى، تحريم چه، تحريم چه، تحريم چه - به وسيله‌ى شوراى امنيت سازمان ملل قطعنامه صادر كنيم، پشت سرش قطعنامه‌ى ديگر، پشت سرش قطعنامه‌ى ديگر. كه چه اتفاقى بيفتد؟ براى اينكه ملت ايران خسته بشود. عجيب است؛ هرچه گذشته، ملت ايران شادابتر، زنده‌تر، بااستقامت‌تر و مصمم‌تر شده است.
 امسال بيست و دوم بهمنِ شما - اين حركت عظيم مردم در پشتيبانى از نظام - يك سيلى به صورت استكبار بود. آنها آرزوشان اين است كه بتوانند گروهكهائى را بياورند توى خيابان، عليه نظام. اتفاقى كه ميخواستند براى ايران رخ بدهد كه مردم عليه نظام قيام كنند، براى خودشان رخ داده است! به كشورهاى اروپائى نگاه كنيد؛ اينهائى كه مى‌آيند توى خيابان، اينهائى كه مشت گره ميكنند، اينهائى كه شيشه ميشكنند، مردمِ همان نظامها هستند. خوابى كه براى شما ديده بودند، براى خودشان تعبير شده است؛ تيرى كه به سمت ملت ايران و جمهورى اسلامى ايران پرتاب كرده بودند، كمانه كرد، برگشت به طرف خودشان. اين پيروزىِ ملت ايران است.
 ما امروز در همه‌ى ابعاد، با يك نگاه راهبردى داريم پيش ميرويم. ممكن است در يك بخشى، در يك گوشه‌اى، يك كوتاهى‌اى وجود داشته باشد، اما حركت عظيم به طور عموم به طرف جلو بوده است و ملت اجازه نداده است كه دشمن از توطئه‌اى كه ميكند، شاد بشود. همه كار كردند: جوانهاى ما را توى خيابانها شهيد كردند؛ دانشمندان ما را به‌وسيله‌ى مزدوران قاتلِ خودشان، تروريستهاى خودشان، به شهادت رساندند؛ كار سياسى، كار تبليغاتى، كار اقتصادى، كار امنيتى - جاسوس بفرستند - از اين كارها مرتب دارند ميكنند؛ خرج هم ميكنند چه جور، براى اينكه بتوانند ملت ايران را خسته كنند. شما نگاه كنيد ببينيد ملت ايران امروز بانشاطتر و شادابتر و عازم‌تر از هميشه است. جوانِ امروز از جوانِ ده سال و بيست سال قبل اگر سرحال‌تر و بانشاطتر و پرانگيزه‌تر نباشد، كمتر نيست. اين نشانه‌ى حركت به جلوى ملت ايران و عقب‌نشينى آنهاست.

ادامه ی مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 11:38  توسط جامعه مهدوی | 

خورشید به بر ستاره دارد امشب

افروخته ماهپاره دارد امشب

حُسن است امام عسکری پا تا سر

زهرا حسن دوباره دارد امشب

میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 11:31  توسط جامعه مهدوی | 
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

  خورشید، محمد(ص) است و صادق(ع) ماه است 

 خورشید همیشه با قمر همراه است

یعنی که ولادت امام صادق(ع) 

 در روز ولادت رسول الله(ص) است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 7:4  توسط جامعه اسلامی دانشکده کشاورزی بوعلی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
«انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا» گفتن، آسان است؛ عمل كردن، دشوار است؛ استمرار عمل، بمراتب دشوارتر است. بعضى فقط ميگويند؛ بعضى اين گفته را در عمل هم نشان ميدهند، اما نميتوانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفانها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنه‌زدنها، در مقابل دشمنى‌هاى غيرمنصفانه طاقت بياورند، لذا متوقف ميشوند؛ بعضى به اين اكتفاء هم نميكنند كه متوقف بشوند، عقبگرد ميكنند؛
آن كسى كه ميگويد، از سر اعتقاد خالص و جازم؛ و مى‌ايستد بر سر گفته‌ى خود، از سر تصميم مؤمنانه و شجاعانه؛ و استمرار ميدهد اين حركت را با صبرى كه خداى متعال در قرآن فرموده است: «و اللَّه يحبّ الصّابرين» مايه‌ى محبت خداى متعال است - اين ارزش پيدا ميكند؛ اين ميشود شخصيتى كه نام او اثر ميگذارد، راه او براى رهروان دستور راه ميشود و چهره‌ى او باقى ميماند.
امام خامنه ای(مدظله)

پیوندهای روزانه
آثار شهید مطهری
پایگاه اطلاع رسانی مهدویت
واحد مرکزی خبر
بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی
پایگاه حوزه
پایگاه فرهنگی تبیان
پایگاه جامع راسخون
مسجد مقدس جمکران
پایگاه شهید مطهری
سازمان تبلیغات اسلامی
مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی-مفاد
پایگاه امام خمینی(ره)
کریمه ی اهل بیت (س)
آستان قدس رضوی
دفتر حفظ و نشر آثار رهبری
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان
اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان سراسر کشور
دانشگاه بوعلی سینا همدان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آرشیو موضوعی
مناسبت های مذهبی
مناسبت های تاریخی
سخن بزرگان
کلام رهبری
کلام نور- وصیت نامه امام (ره)
احادیث ائمه اطهار (ع)
سیر مطالعاتی صهیونیسم پژوهی
ادبی-شعر-مناجات
نهج البلاغه
ادعیه صحیفه سجادیه
زندگینامه، خاطرات، دلنوشته، وصیتنامه شهدا
سایر
نویسندگان
جامعه مهدوی
جامعه اسلامی دانشکده کشاورزی بوعلی
محمد امین
منتظر علوی
منتظر علوی
پیوندها
آفاق
آینده از آن مظلومین تاریخ
ارتفاع پست
اسلام حقیقی
امتداد
املت دسته دار (ناصر فيض)
اندیشکده یقین(دکتر عباسی)
اندیشه قم
انقلاب سوم
ایرنا
ایسنا
باشگاه آموزش
باشگاه تشکیلات
بچه های قلم
بدون شرح (هادی اسماعیلی)
بیسیمچی شهدا
پايگاه جامع عاشورا
پلاک8
تحریم کالاهای صهیونیستی
ثوره (عبدا...مرادی)
جنت العباس(ع)
خبرگزاری فارس
خبر گزاری مهر
در انتظار شهادت
دست نوشته هاي يك مدير كل
دوئل
دو کلمه حرف حساب
راهی به سوی آسمان
رجانیوز
رحیم پور ازغدی
زبان سرخ قناری
ساجد
سازمان ملی جوانان
سافت گذر
سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی
سربازان ولایت
سر عشق
سوره مهر
شاهد بیاورم
شبکه جهانی اطلاع رسانی امام مهدی(عج)
شبکه خبر دانشجو
شهید چمران
صله (علی حسنی)
عزالدین قسام
عشق حسین (ع)
عشق علیه السلام (علیرضا قزوه)
عشق علیه السلام (وبسايت شخصي علیرضا قزوه)
علمدار غریب
فرامرز نامه (مصطفی صالحی)
فرهنگ پویا
قطعه 26
کانون وبلاگ نویسان مذهبی
کلیپ مبارز
کیستی ما(وحید یامین پور)
مازیار بیژنی
ماهنامه ی فرهنگی راه
مسکین شیرازی
مشکات
معروف یاران
منتظر منجی
موعود
میلاد عرفان پور
نسل خمینی
نوید شاهد
والفجر 89 (علی سینا زمانی)
وعده راستین
هم بلاگی
keep thinking of you
یوسف زهرا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

توقف ممنوع ، وبلاگ فرهنگی جامعه ی اسلامی دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان

مبارز فوتو
		www.MobarezPhoto.com

حب العباس

وب سايت ختم قرآن مجيد